در تعطیلات نوروز بازدید از بناهای تاریخی ،یکی از علاقمندیهای مردم است. ارگ بم هم یکی از همین بناهاست که در زلزله ،بسیار آسیب دید و گویا  اکنون آماده بازدید و پذیرایی از بازدید کنندگان شده است.امروز یکی از دوستان از استان کرمان زنگ زد و من بی هیچ دلیلی به یاد استاد محمدرضا عبدالملکیان افتادم که در معیت ایشان به اتفاق تنی چند از دوستان  ،جند سال قبل ،از ارگ بم بازدید کردیم.من به اتفاق آقای مهندس نوروززاده و مهندس پرتوی و استاد عبدالملکیان در عمارت چهارفصل که مرتفعترین ساختمان ارگ و محل زندگی حکمران بوده است لحظاتی توقف کردیم و هرکدام از ما،مطلبی را در مورد ارگ بم مطرح کردیم.استاد عبدالملکیان اندکی از ما فاصله گرفت با مدادی و کاغذی در دست.

آقای مهندس نوروززاده مطلبی را که بیشتر چاشنی شوخی داشت در مورد عمارت چهارفصل بیان می کرد.من به دوستان گفتم :آقایان کمتر شوخی کنید و بیشتر جدی باشید،استاد عبدالملکیان مشغول تفکرند.و ادامه صحبت را بدست گرفتم.گفتم که لحظاتی را تصور کنید که خانواده حکمران از این ارتفاع و چشم انداز زیبا سوارانی را که به ارگ نزدیک می شوند را مشاهده کنند و ترس از حمله و هجوم سواران چقدر حال آنها را دگرگون می کرده است.درست است که ارگ دارای شکوه و عظمت بوده است ولی دیوارها و برج و بارو، نشان از عدم امنیت حکمران دارد.و باز به شوخی گفتم که اصلا ما داریم حواس استاد را پرت می کنیم. استاد عبدالملکیان با خنده گفت که نه و با اشاره دست از ما تقاضا کرد که صحبت مان را ادامه دهیم.و این اشاره و درخواست برای ادامه صحبت را دوباره هم درخواست کرد. دو سه سال بعد روزی آقای مهندس پرتوی کتاب" ساده با تو سخن می گویم" استاد عبدالملکیان را که استاد با خط زیبایشان آن را به من هدیه داده بودند را برایم آوردند. شعر ارگ بم که خاطره آن بازدید است،هم در این کتاب با همان فضای گفتگویی که برایتان نوشتم،در کتاب وجود دارد.

ارک بم

این حصارها

      حصارهای بسته بلند

یادگار شوکت و

               شکوه و

                              افتخار نیست

در پناه سایه سار این حصارها

                    رد پای امن و

                                راحت و

                                          قرار نیست

این حصارهای بسته بلند

                 یادگاری از تبار دوردست ماست

                   یادگار اضطراب ها

                               این حصارها

                                    که باز هم به جاست.

برای همه شما و برای دوستانی که نامشان را ذکر کردم سال خوبی آرزو می کنم.خاطرات در پس گذشت زمان، روشنتر می شوند.قدر دوستان خود را بدانید.