١.آسوده کسی که خر ندارد             از کاه و جوش خبر ندارد.

(سبک باری،می تواند باعث آسایش و آرامش شود.)

٢.از نونش معلومه که غذا باید آبگوشت باشه.

(برای آبگوشت معمولا نان زیادی را روی سفره می گذارند.)

٣.اگر دانی که نان دادن صوابه    خودت خور چونکه بغدادت خرابه

( معمولا در مورد کسی بکار می رود که وعده می دهد و همه می دانند که توانایی انجام آن را ندارد.)

۴.نون پیاز خور،نون پیاز خوره

(کسانی که آرزوهای سطح پایینی دارند. و یا اشاره به سرنوشت و تقدیر افراد)

۵.نون اینجا،آب اینجا        کجا برم به از اینجا

(رضایت از وضع موجود و یا طعنه به کسی که در جایی می ماند و اصطلاحا جاخوش می کند.)

۶. گندم نمای جو فروش

(آدم متقلب و یا کاسبی که جنس نامرغوب می فروشد.)

٧. نخوردیم نان گندم    دیده ایم دست مردم

(داشتن تجربه و دیدن وقایع مشابهی با وضع مورد بحث)

٨.نون به هم قرض دادن

(تعریف کردن دو نفر از همدیگر )

٩. نون کسی را آجر کردن

(بیکار کردن کسی،راه معاش کسی را بستن)