مقاله ذیل کار دانشجوی رشته تکنولوژی تولیدات زراعی مرحوم هادی  نصرالهی است. در یکی از روزهای زمستان گذشته و در روز جمعه،هادی  مشغول رانندگی از مجن به سمت شاهرود بوده است که بدلیلی از جاده منحرف می شود و واژگونی ماشین وانت که با آن در کار مزرعه به پدرش کمک میکرد،باعث مرگ او می شود.جوان خوبی بود.دانشجوی خوش برخورد و با ادبی هم بود.پدر و مادر زحمتکش و محترمی دارد.یک روز به اتاق کارم آمدند. مادر هادی می گفت که آیا اجازه می دهید یک گلدان به یاد پسرم بیاورم و کلاس قرار دهم. طبعا،استقبال کردم. مادرش و پدرش خیلی غصه دار هستند.حوادث جاده ای و حوادث کار،آسیب های جبران ناپذیری را به خانواده ها تحمیل می کند.

 

 

 

 

دانشگاه جامع علمی کاربردی

موسسه آموزش عالی علمی کاربردی جهاد کشاورزی

مجتمع آموزش جهاد کشاورزی استان سمنان (شاهرود)

 

 

عنوان مقاله

انتخاب شغل

 

 


 

 

 

 

 

استاد راهنما:

 آقای مهندس طالبی

 

گردآورنده:

 هادی نصر الهی

(دانشجوی کاردانی ناپیوسته تولید ات زراعی)

 

 

 

 

پاییز 88

 

فهرست مطالب:

 

عنوان------------------------------------- صفحه

 

چکیده و لغات کلیدی----------------------------    1

مقدمه---------------------------------------    2 

استعداد عاملی موثر در انتخاب شغل ----------------     3

بررسی علائق به عنوان عامل موثر در انتخاب شغل --------4

فرصت های شغلی به عنوان عامل موثر در انتخاب شغل----- 4

عوامل اقتصادی به عنوان عامل موثر در انتخاب شغل ------4

جایگاه اجتماعی به عنوان عامل موثر در انتخاب شغل ------  5

انتخاب شغل ------------------------------------8

روشهای انتخاب شغل مناسب----------------------10

خود آگاهی در فرایند تکاملی انتخاب شغل----------------11

 

نتیجه گیری و پیشنهادات----------------------------16

منابع مورد استفاده--------------------------------16

 

 

 

 

 

 

انتخاب شغل

چکیده:

پایه های انتخاب شغل و مراحل لازم برای رسیدن به شغل مورد نظر اغلب در سنین پائین تر گذاشته می شود . افراد در نظر داشتن عوامل موثر در پایه ریزی این مراحل و عوامل دیگر مسیر شغلی خود را هدایت می کنند . آشنایی با فرصت های شغلی شغل انتخابی ، عامل مهمی است که باید مد نظر قرار گیرد

لغات کلیدی:

شغل،فرصت شغلی،جایگاه اجتماعی،استعداد

 

مقدمه :

شغل اهمیت و ضرورت ویژه ای در زندگی انسان دارد و در واقع یکی از تصمیم گیری های اساسی و سرنوشت ساز برای وی می باشد . در گذشته که تنوع مشاغل تا به حد امروزی نبوده است ، اغلب انتخاب شغل برای فرزندان به صورت موروثی انجام می گرفته است . به عبارتی فرزندان همان شغل پدر را انتخاب کرده و آنرا ادامه می دادند .

امروزه بنا به دلایل مختلفی کمتر از گذشته این اتفاق می افتد  و اغلب جوانان در شرایطی قرار می گیرند که ناچار به انتخاب شرایط شغلی هستند . البته این امر و خود شرایط شغلی و دلبخواهی بودن آنرا نشان نمی دهد . چرا که در موارد زیادی عواملی خاص یک موقعیت شغلی را برفرد تحمیل می کند . با این حال پایه های انتخاب شغل و مراحل لازم برای رسیدن به شغل مورد نظر اغلب در سنین پائین تر گذاشته می شود . افراد با در نظر داشتن عوامل موثر در پایه ریزی این مراحل و عوامل دیگر مسیر شغلی خود را هدایت می کنند .

 

استعداد عاملی موثر در انتخاب شغل :

استعداد ، عامل مهمی در موفقیت یا عدم موفقیت افراد در مشاغل و رشته های انتخابی شان است . بدون داشتن استعداد لازم در یک زمینه یا پیشرفتی حاصل نخواهد شد یا روند آن بسیار کند خواهد بود . بر این اساس آگاهی از میزان و نوع استعداد افراد ، کمک شایان توجهی به آنها خواهد کرد تا پیش بینی خوبی از آینده انتخاب خود داشته باشند .

امروزه برای این منظور آزمون های استعداد سنجی وجود دارد که می توانند به فرد کمک کنند استعدادهای واقعی خود را شناسایی کنند . برخی اوقات دیده می شود که استعداد افراد و شناخت های آنها در مورد استعدادهای خود تحت تاثیر احساسات و علائق آنها قرار می گیرد . فرد که به زمینه موسیقی علاقمندی شدیدی دارد ممکن است این علاقه را به حساب استعداد خود در زمینه موسیقی قلمداد کند . شناخت استعدادها از ملزومات اساسی انتخاب شغل است .

بررسی علائق به عنوان عامل موثر در انتخاب شغل :

علاقه و تمایل انسان در بسیاری از امور زندگی انسان سایه گستر است . افراد دوست ندارند به کارها و اموری بپردازند که علاقه  و گرایشی به آنها ندارند چه در مورد کارهای روزمره و چه در مورد شغل و سایر فعالیت ها . در واقع علاقه و گرایش در انسان فعال کننده سیستم انگیزش فرد به شمار می رود .

انسان بدون علاقه به یک زمینه ،انگیزشی برای انجام فعالیت  در آن زمینه نخواهد داشت . ممکن است برخی افراد تصور کنند زمانی که شروع به فعالیت کردند کم کم احساس علاقه و تمایل نیز در آنها به وجود خواهد آمد اما در واقع چنین مساله ای ابدا قابل پیش بینی نیست . فقدان علاقه اولیه ممکن است افزایش نارضایتی از فعالیت مورد نظر و ناراحتی های جانبی آن را موجب شود .

 

فرصت های شغلی به عنوان عامل موثر در انتخاب شغل :

در برخی جوامع و از جمله در جامعه تمامی رشته های شغلی از فرصت های برابری برخوردار نیستند . و درعین حال ،بطور کلی فرصت شغلی برای کلیه مشاغل پائین است . اما تفاوت هایی بین مشاغل مختلف از این لحاظ وجود دارد . آشنایی با فرصت های شغلی شغل انتخابی ، عامل مهمی است که باید مد نظر قرار گیرد . کسی که در زمینه خاصی مهارت می بیند و پایه ها و مراحل رسیدن به آن شغل را طرح ریزی و طی می کند ، بایست مساله فرصت های شغلی را نیز در نظر بگیرید تا از اتلاف وقت و نیروی خود جلوگیری کند .

عوامل اقتصادی به عنوان عامل موثر در انتخاب شغل :

میزان بازده و کارآیی یک شغل حائز اهمیت فراوانی است و در واقع هدف انتخاب شغل دستیابی به در آمد حاصل از آن است . بالا بردن بازده و کار آیی اقتصادی برخی مشاغل توجه افراد را به خود جلب می کند و موجب گرایش افراد به آن زمینه ها می گردد .

جایگاه اجتماعی به عنوان عامل موثر در انتخاب شغل :

تقریبا تمام افراد تمایل دارند شغلی داشته باشند که از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار باشند . هر چند در عمل بنا به تاثیر عوامل متعدد دیگر ممکن است این تمایل به واقعیت نرسد . اما افرادی که این مساله الویت بیشتری برای آنها دارد منتظر چنین موقعیت هایی بوده و با توجه به شرایط فردی خود تلاش می کنند چنین شرایطی را برای خود مهیا کنند . توجه و تاکید  زیاد به آن عامل ، گاه مشکل بیکاری را برای افراد افزایش می دهد . هر چند وقت یکبار رشته ها و مشاغلی در جایگاه اجتماعی بالاتری قرار می گیرند و موجب جاری شدن خیلی زیادی از افراد به سمت این رشته و مشاغل می گردند .

وقتی دستاوردهای خود را با هم در نظر می گیرید می بینید که در بعضی از آنها بیشتر از بقیه موفق بوده اید . گرچه اینها معمولا بهترین راه برای شروع  تصمیم گیری به حساب می آید اما باز هم کمی بیشتر فکر کنید . ممکن است روزی از انجام آنها لذت می برده اید اما آیا دوست دارید باز هم آن کار را ادامه دهید یا نه ؟

یک جعبه مکعبی را تصور کنید ، این جعبه را با کشیدن یک خط افقی از وسط آن و یک خط عمودی از وسط دیگر به چهار قسمت تقسیم کنید . خط افقی را کارهایی که از آن لذت می بریم نامیده که از سمت چپ به راست امتداد دارد و خط عمودی را کارهایی که در آن استعداد داریم می نامیم که آن را هم از بالا به پایین امتداد دارد . اولین چیزی که به چشم می آید ، این است که مکعب کوچک درگوشه سمت راست جایی است که بالاترین مقیاس های کارهایی که در آن استعداد داریم و کارهایی که از آن لذت می بریم به آنجا ختم می شود . این همانجایی است که همه ی ما آرزو داریم به آن برسیم . بعدا باز هم به آن برمی گردیم . در بالا سمت چپ به بالاترین حد کارهایی می رسیم که در آن استعداد داریم و پایین ترین حد کارهایی که از آن لذت می بریم . این یعنی جایی که با وجود داشتن مهارت و استعداد فراوان ، مجبوریم کاری را انجام دهیم که علاقه ای به آن نداریم و دوست نداریم بیش از حد ضروری و لازم آن را انجام دهیم مثلا این روزها چه کسی واقعا از رانندگی لذت می برد ؟ راه خیلی از کسانی که معمولا کارشان را با دقت انتخاب نمی کنند به اینجا ختم میشود چون سازمان و شرکتی که در آن کار می کنند آنها را در جایی قرار می دهد که بتوانند از عهده آن برایند به یک دستیار مالی فکر کنید که سمت کنترلگر کارت اعتباری را به او می دهند چرا ؟

چون در گرفتن صورتحساب ها موفقیت داشته است . مربع پایین سمت چپ جایی است که خیلی از افراد خود رادر آن می یابند . کاری که نه در آن استعداد و توانایی دارند و نه از انجام آن لذت می برند . گاهی اوقات نیاز یا فشارهای زندگی باعث می شود افراد به چنین کارهایی کشیده شوند ، اما اگر شما هم یکی از این افراد هستید باید فکری جدی برای خود کنید .مربع پایین سمت راست جایی است که لذت بردن از کار حرف اول را می زند ، اما مهارت و استعداد کافی وجود ندارد . افرادی که تئاتر آماتور بازی می کنند یا برای اوقات فراغت خود نقاشی می کنند را می توان جزء این گروه دانست . به مربع بالا سمت راست برمی گردیم : موفقیت معمولا وقتی حادث می شود که شما در عین اینکه از انجام کاری لذت می برید برای انجام آن مهارت و استعداد هم داشته باشید . وقتی می خواهید شغل خود را انتخاب کنید این نکته را همیشه به خاطر داشته باشید  و هیچوقت به خاطر عنوان یک شغل به سمت آن نروید . در عوض سعی کنید مهارت های خود را تشخیص داده و با تطبیق آن با کارهایی که به آن علاقه دارید جلو بروید . مکعبی که در پاراگراف قبل شما معرفی کردم می تواند خیلی در این زمینه کمک حالتان باشد . اگردر نقطه بالا سمت راست هستید دو دستی به آن بچسبید ، اما اگر هر جای دیگری قرار دارید ، سعی کنید کمی بیشتر در مورد کارتان فکر کنید ، برنامه کارتان را شروع کنید برحسب دیدگاهی که دارید ، این واقعیت که دیگر نمی توان شغلی را برای همه زندگی انتخاب کرد ، محصول زندگی کردن در جامعه مدرن است شاید هم این امکان را برای شما فراهم کند که شغل محبوبتان رادر زندگی پیدا کنید . پیشرفت سریع تکنولوژی ، تغییر ساختار شرکت ها و شیوه های زندگی به این معناست که الگوهای سنتی کار باید از رده خارج شوند . برای اینکه اطمینان یابند بهترین انتخاب را برای زندگی شغلی خود بر می گزینید ، باید کنترل سرنوشتتان را تحت اراده خود در آورید . قبول مسئولیت برای پیشرفت های کاریتان کار ساده ای نیست . باید فرصت های لازم را خودتان خلق کنید تا به جایی که می خواهید برسید و این یعنی باید مداوما مهارت هایتان را اصلاح کرده و ارتقاء دهید . تنظیم یک برنامه کاری آسان و سرراست است ، به شرط این که در آنچه که از زندگی می خواهید صادق باشید . در 5.3 یا 10 سال آینده می خواهید به کجا برسید ؟ باید در مورد نیازهای کاریتان با خودتان صادق و روراست باشید . آیا می  خواهید کنترل کارتان دست خودتان باشد و خودتان آن را مدیریت کنید ؟ آیا می خواهید هر روز تا ساعت 5 عصر خانه باشید ؟ آیا می خواهید کارتان به دور از استرس و دغدغه شدید فکری باشد ؟ اینکه بدانید چه می خواهید اولین قدم برای رسیدن به آن است . اما یادتان نرود که شانس هم نقش مهمی در این زمینه ایفا می کند آنچه که از زندگی میخواهید هم مثل اولویت هایتان با گذر زمان تغییر میکند . قبل از اینکه تصمیم بگیرید که به کجا می خواهید برسید باید ببینید که در حال حاضر کجا هستید 1 چه چیز شغل کنونیتان را دوست دارید ؟ 2 از چه چیز شغل کنونیتان بدتان می آید ؟ 3 در شرکت کنونیتان چه امکاناتی برای پیشرفت شما وجود دارد ؟  آیا فکر می کنید برای کاری که انجام می دهید خوب پول می گیرید ؟ این تمرین را برای دو هفته انجام دهید .

انتخاب شغل :

به نظر من انتخاب شغل به ویژه برای افرادی که سایر ابعاد زندگیشان چندان توسعه یافته یا مطلوب نیست خیلی مهم است . منظورم از سایر ابعاد این است که مثلا مجبور هستند ساعات زیادی را کار کنند ووقت چندانی برای تفریح و پرداختن به فعالیت های مورد علاقه ندارند یا از نظر عاطفی و خانوادگی یک زندگی مطلوب ندارند . خوب چنین فردی احتمالا بیشتر ساعات زندگی را با کار کردن پر می کند و اگر از کارش هم اذت نبرد خیلی دردناک است .

از این حرف ها که بگذریم ، انتخاب شغل برای همه افراد ، با درجه ای متفاوت حایز اهمیت است . خوب یک مرحله قبل از انتخاب شغل بحث انتخاب رشته مطرح می شود که تا حدی تعیین کننده شغل آتی فرد نیز هست . اما من فعلا قصد پرداختن به انتخاب رشته تحصیلی را ندارم که خودش بحث مفصلی است .

فکر می کنم انتخاب شغل مستلزم این است که فرد ابتدا تکلیف خودش را با هدفش از زندگی روشن کند . این سوال که چقدر پول و جایگاه اجتماعی برای انسان مهم است خیلی تعیین کننده است به ویژه در کشوری مثل ایران که واقعا سطح پرداخت ها و در آمدها خیل متفاوت است . مثلا فکر کنید به وضعیت فعلی معلمان فرض کنید یک معلم باید خرج خانواده و اجاره خانه را تامین کند ، واقعا با حقوق 250 هزار تومان درماه ممکن است ؟ به نظرتان در چنین شرایطی چند نفر حاضر می شوند از روی عشق و علاقه ای که به شغل معلمی دارند این شغل را انتخاب کنند و سایر فرصت هایی را که دارند کنار بگذارند . من در معلمان قدیمی تر کسانی را می بینم که فرصت های شغلی بادر آمد بهتر داشته اند اما زا روی علاقه معلمی را برگزیده اند اما در نسل جدید کمتر کسی را میبینم که چنین انتخابی را فقط برمبنای علاقه انجام داده باشد و در بیشتر مواقع شغل معلمی تنها گزینه موجود برای فرد بوده است .

معیار انتخاب شغل چیست ؟ همان طور که بیان شد در اولین مرحله آدم باید تکلیفش را روشن کند که در آمد خوب یا نسبتا خوب، تا چه حد احساس رضایتش از زندگی را تامین می کند . همین طور پرستیژ و جایگاه اجتماعی یک شغل چقدر برای فرد مهم است . در مرحله بعد به نظر من بحث استقلال فردی مطرح می شود اگر استقلال از خانواده خیلی اهمیت داشته باشد باز تصمیم فرد می تواند متفاوت باشد .

روشهای انتخاب شغل مناسب :

می خواهید یک فضا نورد شوید ؟ شاید هم یک نانوا یا نجار ؟ شاید هم دوست داشته باشید که یک مدیر عامل ، خلبان یا رستوران دار موفق شوید ؟ انتخاب کردن همیشه هم اینقدر ساده نیست ، باید چیزهایی که در آن استعداد دارید را با چیزیهایی که از آن لذت می برید تلفیق کنید و ببینید شما را به کجا می رساند .

وقتی دستاوردهای خود را با هم در نظر می گیرید ، می بینید که در بعضی از آنها بیشتر از بقیه موفق بوده اید .  گرچه اینها معمولا بهترین راه برای شروع تصمیم گیری به حساب می آید ، اما باز هم کمی بیشتر فکر کنید . ممکن است روزی از انجام آنها لذت می برده اید اما آیا دوست دارید باز هم آن کار را ادامه دهید یا نه ؟

هیچوقت به خاطر عنوان یک شغل به سمت آن نروید . در عوض سعی کنید مهارت های خود را تشخیص داده و با تطبیق آن با کارهایی که به آن علاقه دارید جلو بروید .

با یک استراتژی بازار یابی شخصی می توانید کنترل امور کاری و همچنین زندگیتان را در دست گیرید و با استفاده از اطلاعات موجود تصمیم گیری کرده تغییرات مثبت رادر زندگی تان اعمال کرده و به اهدافتاندست یابید .

خود آگاهی در فرایند تکاملی انتخاب شغل :

در یک بررسی انجام گرفته توسط سازمان » گالوپ » 1994 دو سوم گروه تحت بررسی اظهار داشتند که اگر زمانی می توانستند از اول شروع کنند این بار سعی می کردند شغل دیگری انتخاب کنند به راستی چه چیز باعث شده هم اکنون در شغلی باشیم که هستیم یا چه چیز باعث می شود در آینده شغلی را انتخاب کنیم . از عوامل مهم در این پدیده یک تصور ما زا آن شغل است که در ذهن داریم در حالی که همین تصور ذهنی ما خود بسته به تصوری است که جامعه از آن شغل دارد . به این ترتیب نقش هر شغل در اجتماع اهمیت فراوان پیدا می کند . در این میان خصوصیات فردی مثل هوش توانایی رغبت ها و ارزش ها و همین طور زمینه های خانوادگی ووضعیت اقتصادی فردی مثل هوش ، توانایی .

رغبت ها و ارزش ها و همین طور زمینه های خانوادگی ووضعیت اقتصادی اجتماعی ما از جمله عوامل موثر در ورود به شغلی خاص هستند . از طرف دیگر هر شغلی نیز مجموعه یی از ویژگی ها ، توانایی های علایق و خصوصیات شخصیتی ویژه یی را اقتضاد می کند .

اگر ندانیم چه کسی هستیم هر نوع اطلاعاتی از هر شغلی که کمی مطلوب باشد ما رابر می انگیزد و هیجانی کاذب برای دستیبابی به آن در ما ایجاد می نماید که البته دیری نمی پاید و ما ملول و خسته و ناراضی به دنبال شغلی مناسب تر و ارضا کننده تر خواهیم بود . باز اطلاعات متفاوت و متنوع و ما سردرگم و هیجان زده . تنها در صورت شناخت شخصیت ارزش ها و علایق خود می توانیم از میان سیلی از اطلاعات شغلی به آن هایی جواب دهیم و در برابر آنهایی برانگیخته و هیجان زده شویم که به مایعنی به شخصیت ارزشها ، علایق و استعدادهای ما مربوط می شوند و بقیه رادور بریزیم هر چند اغول کننده باشند . در آن صورت است که می توانیم از میان صدها کلاس آموزشی به دنبال آنهایی برویم که سایه یی از رویاها ، علایق ، ارزش ها و خود واقعی مادر آن افتاده باشد . چه بسا کسانی که ساعت ها وقت صرف تمرین فعالیتی می کنند که چون با شخصیت و علایق آنها جور نیست موجب انزجار ، دل زدگی ، نفرت از خود و در نهایت کنار گذاشتن آن به هر بهانه یی می گردد . هر اندازه درباره خودمان ، استعدادها و علایقمان بیشتر بدانیم بهتر می توانیم به مشاغل و فعالیت هایی روی آوریم گاه با تیپ شخصیتی ماسازگارترند .

« دونالدسوپر » روانشناس معتقد است شغل فرصتی برای هر کس فراهم می کند تا تصویری را که از خود در ذهن دارد به اجرا در آورد و آن را ابراز نماید . پس می توان گفت : اولین عامل موثر در تعیین مسیر تکاملی انتخاب شغل عقیده  و تصویر ما زا خودمان است همان چیزی که می توان « خویشتن پنداری » نامید . خویشتن پنداری مجموعه یی از تصورات مادرباره خودمان در موقعیت ها و زمینه های مختلف از جمله موقعیت شغلی ما است . تصور ما از خودمان و شناخت اولویت های شخصیتی مابسیار حایز اهمیتند . یک نمونه از اولویت های شخصیتی مثل درون گرایی یا برون گرایی است .

بطور مثال دو مشاور امورکامپیوتری رادر نظر آورید . یکی که برون گرا است در گردهمایی شرکت می کند به مشتریان آموزش می دهد و ... اما آنکه درون گرا است در قسمت طراحی کامیپوتر به مطالعه و کشف راههای یادیگری اینترنتی برنامه های آموزش از راه دور و ... می پردازد .

نوع دیگری از تیپ های شخصیتی تیپ های نوعا حسی یا نوعا الهامی هستند اگر شما بیشتر به واقعیت های زندگی توجه می کنید و برای حل مشکلات کمتر ریسک کرده از بکار گیری  راههای تازه خودداری می کنید .

اگر با مسائل جزیی کنار می آیید ولی از اوضاع پیچیده عصبی می شوید تیپ شخصیتی شما بیشتر از نوع حسی است و اگر برعکس بیشتر به حقایق می پردازید تا واقعیات و به دنبال راههای جدید و ریسک کردن بوده قوه تخیل خوبی برای حل مسائل دارید از کارهای تکراری و استفاده از راه حل های قبلی و قدیمی می پرهیزید و از موقعیت های پیچیده باکی ندارید دارای تیپ شخصیتی از نوع الهامی هستید . هر کدام از این دو نوع تیپ شخصیتی نگاه متفاوت به رویدادها تجرب زندگی دارند . البته باز ممکن است بگویید اینکه جزو کدام دسته باشید بستگی به رویدادها و مشکلاتی دارد که با آنها مواجه هستید . جواب صحیح است اما باید گفت اگر چه ما همواره هم از حواس و هم از الهامات و تخیل خود استفاده می کنیم اما معمولا یکی را بیشتر از دیگری بکار می بریم و به یکی متکی تریم . فروشنده جزیی رادر نظر بگیرید که با دنبال کردن خط فروش کالاها متوجه می شود چه کالایی بیشترین یا کمتری فروش رادارد و از این راه به تجارب بهتری در شغل دست می یابد . او از افراد تیپ نوع حسی Sending است و نویسنده یی که همواره تخیل کرده و با دنبال کردن خط ایده های خود آثار جدیدی خلق می کند از نوع تیپ الهامی Intuiton است .

انواع و اقسامی از تیپ هایی شخصیتی در ارتباط با مشاغل وجود دارند که برای درک آنها می توان به مراکز مشاوره مراجعه کرد .

با وجود اهمیت در نظر گرفتن شخصیتی در انتخاب شغل باید گفت در همه حوزه ها همه نوع تیپ شخصیتی دیده می شود . برای انتخاب برتر توجه صرف به ضرورت های شغلی کار صحیحی نیست باید آگاه بود شغلی که با اولویت های شخصیتی ما انطباق نداشته باشد ما را وادار به صرفه انرژی و تمرکز بیشتری می کند . در حالی که مطالب مربوط به مشاغل سازگار با شخصیت به سهولت بیشتری یاد گرفته شده و خود بخود کشش بیشتری در ما برمی انگیزد .

در ارتباط خویشتن پنداری شغل باید بگوییم خویشتن پنداری شغلی شامل عقاید  و تصورات ما از هر شغل و حرفه است که در نهایت هم به انتخاب شغل و حرفه یی منجر خواهد شد . آیا بهتر نیست با تعمیق شغلی را برگزینین تا براساس توصیه های اطرافیان و یا پیشداوری های جامعه ؟ در اولویت قراردادن علایق ویژه و اولویت های شخصی می تواند ما را در انتخاب شغلی بدون احساس پشیمانی و فشار روانی یاری رساند . از اصول کلی برای انتخاب صحیح یکی نداشتن تضاد است شکسپیر می گوید تردید هایمان خائنینی هستند که با نصایح خود ما را از اهدافمان باز می دارند در حالی که تصمیم راسخ و شروعی به موقع فتح و پیروزی را نصیب مان می سازد همیشه داشتن چند هدف همزمان انتخاب را دشوار کرده و باعث دور شدن ما  از همه آنها می شود برای از میان برداشتن تضاد مهمتر از هر چیز این است که با خودشان صادق باشیم .

توانایی ها علایق و امکانات خود رادر نظر آورده و بیش از آنها از خود انتظار نداشته باشیم . رسیدن به صدها آرزو در آن واحد امکان پذیر نیست .

علیرغم تمام فراز و نشیب های مربوط به شغل و شخصیت برخی صاحبنظران انتخاب شغل را تعامل میان عقل و عاطفه دانسته آرا فعالیتی سازشی محسوب می کنند به این معنی که انسان با انتخاب شغل مناسب می خواهد آرزوهای خود برآورده ساخته به رضایت درونی برسد و ارزش هیا خود را جامه عمل بپوشاند . هر قدر شخصیت انسان کامل تر می شود انتخاب خود را نیز بهبود می بخشد .

« دونالدوسوپر » می گوید : انسان از هر شغل چیزی می آموزد و آنها را با خصوصیات شخصیتی خود مورد سنجش قرار داده و درباره شغل آتی خود به تصمیم گیری می پردازد او می خواهد نتیجه بگیرد که تغییر شغل در هر سنی امکان دارد و لذا انتخاب شغل فعالیتی تکاملی و ترکیبی است در واقع همانطور که خویشتن پنداری همواره در حال تغییر و دگرگونی است به تبع آن مسیر تکاملی انتخاب شغل نیز ثابت نمی ماند . ماهیت هر شغل تحت تاثیر سطح اقتصادی اجتماعی فرد توانایی ذهنی ، خصوصیات شخصیتی  و فرصت های مناسب پیش آمده قراردارند و اینها دست به دست هم محدودیت ها یا فرصت هایی در اختیار فرد قرار میدهند با این وجود به دست آوردن شغل برای هر کس فرایند توسعه و تحقق تصویر شخصی فرد از خود راست بطوری که رضایت شغلی هر کس تا حدود زیادی بستگی دارد به اینکه تا چه میزان کار یا زندگی خروجی های شخصیتی و ارزش های فرد فراهم می آورند .

ارزش های ما کدامند ؟ توانایی ها ، علایق وویژگی های شخصیتی ما کدامند ؟ ماب یک خود آگاهی نیاز داریم یک خود ارزیابی دقیق تا آگاهی و درک شخصی مان را افزایش داده و به سمت انتخاب برتر رهنمون سازد .

 

نتیجه گیری و پیشنهادات:

فرآیند انتخاب شغل چه از نظر علایق فردی و چه از جنبه سودمندی آن برای اجتماع،فرآیندی حساس و پیچیده است.انتخاب صحیح،منجر به رضایتمندی فردی و افزایش کارایی فرد در محیط کار و سازمان خواهد شد. وانتخاب غلط شغل می تواند اثرات نامناسبی را در روحیه فرد،اثرگذاری شغل او و لطمه وارد شدن به اجتماع گردد.

پیشنهادات زیر به نظرم می رسد:

-در دانشگاه ها در مورد فرآیند انتخاب شغل،اطلاعاتی به دانشجویان داده شود.

-در حین تحصیل،دانشجویان اطلاعات علمی و مهارتی معینی را فرا می گیرند.ولی هیچوقت به آنها در مورد چگونگی تعاملشان در محیط کار آینده آموزشی داده نمی شود.لازم است در این مورد چاره اندیشی شود.

منابع مورد استفاده:

1. شفیع آبادی، عبدالله، جامعه شناسی کار و شغل

 2. توسلی ،غلامعباس، راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه ای، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ،چاپ ششم ، 1382 ، انتشارات رشد .

3. http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-

4. http://www.7gardoon.com/Article-221.html

5. http://www.hawzah.net/Hawzah/

6. http://www.istgah.com/fireview/

7. http://persian.cri.cn