فرآیند ایجاد شغلهای جدید یک فرآیند پویاست.کارآفرینی به عنوان یک مقوله ارزش آفرین،موتور توسعه احتماعی،اقتصادی،سیاسی و فرهنگی است.لذا کارآفرینی را می توان یک شیوه زندگی تعریف کرد.تلاشهایی که در آموزشهای علمی-کاربردی،برای رشد،پیشرفت و توسعه آموزشهای علمی-کاربردی صورت می گیرد،در جهت آموزش،تربیت و ساختن انسانهایی است که با این شیوه ،زندگی کنند و روحیات،خلقیات و نگاه آنها به خود و جامعه در این جهت شکل گیرد.مفاهیم دینی و توصیه های اولیاء دین و دولتمردان هم این طرز نگاه را حمایت و پشتیبانی می کند.

در سایه پرورش افرادی که دارای تواناییهایی کارآفرینی هستند و نگاه آنها به خود و محیط پیرامونشان متکی بر نوآوری و کارآفرینی است،این پتانسیل در نیروی کار  و مدیران آینده کشور بوجود خواهد آمد تا با نگاهی نوآورانه و کارآفرینانه،نقش خود را در اجتماع به شکل درستی اجرا کنند.چنین نقش آفرینانی در بخش های کشاورزی،صنعت و خدمات کشور،قادر خواهند بود و از این توانایی و استعداد برخوردار خواهند بود که منابع و سرمایه ها را در  حوزه هایی بکار گیرند که بیشترین منافع را ایجاد کند.

ایجاد بستری که از منابع،امکانات،نیروی انسانی و سرمایه،بیشترین بهره اقتصادی و اجتماعی حاصل شود،کمک خواهد کرد که سطح بهره وری در آن بخش از صنعت بهبود یابد و منافع ناشی از این فرآیند عاید نقش آفرینان این فرآیند و کل اجتماع گردد.

کارآفرینی و اشتغال:

اشتغالزایی یکی از فرآورده ها و معلولهای کارآفرینی است.پرواضح است که در سایه توسعه نوآوری و کارآفرینی،نه تنها مزیت اقتصادی محصولات کشاورزی،صنعت و خدمات مان را تضمین می کنیم،که از فواید این استراتژی که همانا ایجاد شغل های جدید و پرتکاپو در بازار کار ملی و بین المللی است،بهره برده ایم.

در سایه نوآوری و کارآفرینی در بخش های کشاورزی،صنعت و خدمات،محصولاتی تولید خواهیم کرد که قدرت رقابتی بالایی در بازار خواهند داشت و بر این اساس سهم بازار محصولات و فرآورده هامان در بازار رقابتی بهتر خواهد شد.این امر به کاهش واردات این محصولات و فرآورده ها کمک می کند که خود باعث حفظ منابع مالی کشور خواهد شد.کسب سهم بیشتری در بازار بین المللی،صادرات را تقویت خواهد کرد  که این امر به ایجاد شغلهای بیشتر و بیشتری کمک می کند و سطح رفاه عمومی را افزایش خواهد داد.

کارآفرینی و آموزشهای علمی-کاربردی:

تمام فرآیند حاکم بر آموزشهای علمی-کاربردی ناظر بر این دیدگاه است که خروجی این سیستم،پرورش فارغ التحصیلانی باشد در آنها روحیات نوآوری و کارآفرینی به وجه غالب شخصیت آنها تبدیل شود.استعداد و توانایی آنها در راستای زندگی کارآفرینانه جهت گیری داده شود و از مهارتها و تواناییهای لازم در محیط کار پرتکاپوی امروزین برخوردار باشند.

این نگاه  از تعیین رشته و عنوان آن و شناخت جایگاه و پتانسیل رشته در ایجاد فعالیت کارآفرینانه  شروع می شود و تا تعیین محتوی دوره و تعیین تناسب بین دروس تئوری، عملی،کارگاهی و آزمایشگاهی و کاروزی و کارآموزی و پروژه ها ادامه پیدا می کند.

دنیای کسب و کار امروز نیاز به تربیت انسانهایی دارد که از توانایی و استعداد پرورش یافته در محیط تحصیلی،برای انطباق با این محیط پرتکاپو برخوردار باشند.