(مطالبی که در ذیل می آید تجربه استرالیا در مورد آموزش کشاورزان است.)

تحقیقات موسسه تحقیقات و توسعه انستیتو کشاورزی ،یک نیاز مبرم برای توسعه استراتژیهایی مربوط به تعلیم و تربیت دوره سوم(tertiary) و آموزشهای مشارکتی را برای کشاورزان، نشان داد.

مطالعه نشان می دهد که کشاورزان و مدیران مزرعه دارای سطح کمی از معلومات پس از مدرسه هستند ،آن هم در کشوری که دارای روستاهایی است که بالاترین نسبت فارغ التحصیلان با درجه بالای تحصیلی را در خود دارد.

یافته های این تحقیق بیان می کند که سودمندیهای اقتصادی و اجتماعی در این آموزشها وجود دارد که از مشارکت بالای کشاورزان در آموزش و کارآموزی ناشی می شود.این منافع شامل کارآموزان،فراهم کنندگان آموزش و کارآموزی،کارفرمایان،بخش های تجارت کشاورزی و گروه های عظیمی از مشاوران فنی مزارع می شود.

استرالیا داری بالاترین تناسب از فارغ التحصیلان بزرگسال دارای مدرک تحصیلی در دنیاست.با این وجود مدیران مزارع و کشاورزان دارای سطوح کمی از صلاحیتها و معلومات پس از مدرسه(post-school)و آموزش و پرورش مرحله سوم(tertiary) هستند.البته وضعیت کشاورزان در این خصوص ضعیف تر از مدیران کشاورزی است.

اگر چه تناسب مردمانی که در کشاورزی کار می کنند از نظر دوره های کارآموزی،فنی و بازرگانی شبیه به کل نیروی کار استرالیا است.کشاورزان جوانتر دارای سطوح بالاتری از معلومات پس از مدرسه ،نسبت به کشاورزان بزرگسال هستند.درجات مشارکت مردم روستانشین در آموزشهای پس از مدرسه و کارآموزی اساسا کمتر از مشارکت همکاران شهرنشین آنهاست.و این افتراق در حال کاهش یافتن نیست.

اتخاذ استراتژیهای توسعه و بهبود آموزش و کارآموزی مرحله سوم(پس از مدرسه)و مشارکت کارآموزی برای مردمان روستانشین ،مخصوصا برای آنهایی که دوره راهنمایی را بطور کامل و یا نیمه تمام دارا هستند،الزامی به نظر می رسد.

نتایج نشان می دهد که آموزش و کارآموزی کشاورزان و کشاورزان بالقوه باید شامل نه فقط مهارتهای کشاورزی بلکه باید شامل نیازمندیهایی که مربوط به مهارتهای قبل و بعد مشاغل مزرعه و فعالیتهای غیرکشاورزی باشد.

چون کشاورزی همبسته با دیگر فعالیتهای تجاری کشاورزی است، بنابراین نیازهای کارآموزی و آموزشی کشاورزان با مردمانی که در تجارت کشاورزی کار می کنند، همبسته است.

فقط 2/20 درصد فارغ التحصیلان کشاورزی ،مستقیما در کشاورزی، ماهیگیری و پرورش ماهی و صنعت آن،جنگلداری استخدام شده و کار می کنند. و 2/8 درصد از فارغ التحصیلان کشاورزی در مدیریت مزرعه استخدام شده و کار می کنند.

چندین فاکتور مرتبط با فقدان  یک چهارچوب مربوط به آموزش و کارآموزی کشاورزی وجود دارد.بعضی از این فاکتورها ،مانند توجه ویژه و قوی به نیازهای آموزشی کشاورزان در مقایسه با آموزش خارج از مزرعه(post-farm) و اهداف غیراقتصادی،یا کوتاهی در نگاه اساسی بین نیازهای کشاورزان و دیگر گروه ها(مانند مردمان دارای تجارت کوچک) نگرشی هستند.

یک نگاه استدلالی قوی وجود دارد که توجه به رویکردهای جوامع محلی،برای بهبود مشارکت،انتقال و پی آمد آموزش و کارآموزی روستائیان و کشاورزان،واجب و ضروری است.