ابن حسام که در سال 760 شمسی در شهر خوسف که در نزدیکی بیرجند است،بدنیا آمده است. مقبره او هم در همین شهر خوسف و در بالای تپه ای واقع است.

ابن حسام بیشتر مرا به یاد دوست نازنینی می اندازد که منزل پدریشان در روستای جومیان است.روستای جومیان چسبیده به خوسف است. یک رودخانه این روستا را از خوسف جدا می کند. هر وقت که به جومیان می رفتیم،از کنار مقبره ابن حسام عبور می کردیم و طبعا لحظاتی هم در کنار مقبره ابن حسام توقف می کردیم و ...

ابن حسام یک زندگی سراسر زهد و ورع داشته است. او یک کشاورز سخت کوش و تنگدست بوده است.

این چند بیت شعر از ابن حسام است.او دارای سه اثر است.

قناعت کرده ام هر شب که چون ماه      بود افطار بر قرص جوینم

و این شعر:

گر نه از بی آبی دوران بود       چون منی بی آب و بی نان تا به کی

بهر نانی کآبروی ما بریخت       این همه منت ز دو نان تا به کی

 و:

سگی را اگر لقمه ی نان دهی          پس از مدتی حق شناسی کند

وگر نا کسی را دو صد خوان نهی       زبد سیرتی نا سپاسی کند