سیل و اقدامات ما

وقتی می خواهید از کالپوش به سمت شاهرود بیایید،دو راه را می توانید انتخاب کنید.یک مسیر شما را به میامی می رساند و از مسیر جاده مشهد،مسیرتان را تا شاهرود ادامه می دهید.مسیر دیگری وجود دارد که شما را به جاده شاهرود-آزاد شهر می رساند و از آن طریق به شاهرود می رسید.  مسیر دوم چون شما را به سمت شمال غرب کالپوش می برد،از تنوع جنگلی برخوردار است و مسیر متفاوتی با مسیر اول است. جاده ای پرپیچ و خم که در ایام بهار و پاییز و زمستان تحت تاثیر بارشهای زیادی است .چشم اندازهای زیبایی هم دارد.امروز که به جشنواره دشت شقایقهای کالپوش رفته بودیم،مسیر رفت را مسیر اول و مسیر برگشت را مسیر دوم انتخاب کردیم. هم مسیرمان متنوع شد و  باران بهاری و مه شدید و زیباییهای رشته کوه البرز ،هم  در ادامه زیباییهای جشنواره،جالب بودند. از مناظر، عکسهای زیادی گرفتیم که چون قادر به آپلود عکس نیستم ،نمی توانم عکسی ، پیوست این مطلب کنم.

روستاهای نردین و تلوبین و نرآب(که اسم جالبی هم هست)،کاشیدر و چند روستای دیگر در این مسیر است.بعضی از این روستاها،جزو شهرستان شاهرود و بعضی جزو استان گلستان هستند.

وقتی به روستاهای نرآب و کاشیدر و .. رسیدیم یک نما ، بیش از هر چیز دیگر به چشم می آمد.در ارتفاعات بسیار بلند کوهستان،معدود درختچه های جنگلی قطع شده بودند و گندم کشت شده بود. البته برای عکس گرفتن آنهم در آخرین روز اردیبهشت که مزارع گندم چشم انداز زیبایی را بوجود می آورند،همه چیز جور بود.!!! تقریبا حدود دوسال می شد که از این مسیر  در این موقع سال عبور نکرده بودم.در این مدت پیشرفت مزارع جالب توجه بود!درختان بی فایده حذف شده بودند و بجای آنها گندم که آنهمه مهم است کاشته شده بود!!

همین باران کم امروز به ما می گفت که فرسایش یعنی چه.بیشتر مسیر جاده در این مناطق پر از گل شده بود و آدم فراموش می کرد که این جاده آسفالته است.وقتی به پایین دست رسیدیم تعداد زیادی سد خاکی مشاهده کردیم،-که برای جلوگیری از تخریب سیل که متاسفانه هر سال تخریب می کند و مرتب هم به حجم خسارات آن افزوده می شود- ساخته شده بود. مطمئنا با زحمات فراوان و بودجه متناسب با همان مقدار کار و زحمت.

در کنار اولین سد خاکی توقف کردیم و چند عکس هم گرفتیم.آب ورودی به این سد کاملا گل آلود بود.از خودمان سوال کردیم که چقدر زمان نیاز است تا حجم آبگیر این سد،پر از رسوب شود و کارایی خود را از دست بدهد.مسیر جاده و گل موجود در سطح جاده قبلا پاسخ آماده ای به ما  داده بود .

سوال من این است که واقعا گندم تولیدی بر روی آن تپه های  مورد هجوم ما آدمها،چقدر می باشد.آیا چند تن گندم ارزش این را دارد که خاک تپه ها را(که در طی هزاران سال بوجود آمده)همراه با سیلابهای ویرانگر به پایین دست بفرستیم؟ و جاده،منازل مسکونی،مزارع و جان آدمهای مسیر را تخریب کنیم؟

 آنوقت از کارشناسان ژاپنی برای حل مشکل کمک بخواهیم؟

واقعا مشکل را نشناخته ایم؟