کار سخت

کار سخت

هر روز از خواب بلند می شویم،

و بکار مشغولیم.

از ساخت خرده ریزها،

تا روزنامه فروشی.

 

مانند درختان در جنگل ،

کارهایمان گونه گون است.

و برنامه ای به غایت شلوغ

به پیش می رود،به معمول.

 

کارمان تقسیم می شود،

وقتی به تک وظیفه ها تبدیلش می کنیم.

و رؤسا بالای سرمان هستند،

و سوالاتی بی پایان می پرسند.

 

اجازه بده فراموش نکنیم

تمام آن ساعات طولانی را.

و سرشب که به خانه برگشتیم

و دوش آب سردی گرفتیم.

 

تمام این سخت کاری ها

غم فزا و نومیدکننده نبود.

وظیفه ای بود به انتخابمان،

منتظر رسیدن به قله ای بودیم.

 

ما باید سخت کاری را ،

با مهارتی که نیازشان هست،ترکیب کنیم.

و با کمک علائق و احساسات،

مطمئنیم که کامیاب خواهیم شد.

 

تلاش فراوانی را می طلبد،

تا کار را درست انجام دهیم.

و نتایج نهایی،

یک شوق بی تکلف است.

/ 0 نظر / 29 بازدید