آیا شما یک مدیرید یا یک رهبر؟

آیا شما یک مدیرید یا یک رهبر؟

زمانی که شما یک رهبر هستید،مسئولیتهای بزرگی را بر عهده خواهید داشت...شما قبول کرده اید که جهان را تغییر داده و آن را بهتر کنید.

اگر واکنش شما به این جمله این باشد که من فقط یک سازمان ،یا یک بخش یا یک پروژه را اداره می کنم، من مسئولیتی درقبال تغییر دنیا بر عهده ندارم؛اگر چنین است پیشنهاد می کنم که یاد بگیرید که یک مدیر خوب ونه یک رهبر شوید.

رهبران سبب تغییرات  مثبت ازطریق مردم میشوند. مدیران همه چیز را کنترل می کنند.تمام قضیه این است.

دنیا به رهبران بزرگ نیاز دارد. دنیا پر از مدیران است.

اگرشما احساس می کنید که تعهد واقعی درشما وجود ندارد تا یک رهبربزرگ  شوید،اگر هنوزاین تصمیم را نگرفته اید ،علاقمندم که به این دو سناریو نگاهی بیندازید:

سناریوی 1 :

چه میشد اگر که متعهد می شدید که یک رهبر بزرگ باشید؟ پروژه ای را به مدت 3 تا 5 سال آینده برای خودتان قرار دهید.شما یک رهبر بزرگ خواهید شد.تصور کنید که چه تاثیر مثبتی را بر دنیای اطراف خود خواهید گذاشت...

  • دنیا چگونه ازاقدامات شما منفعت خواهد برد؟
  • با چه نوع مردمانی سروکار خواهید داشت؟
  • با چه کسانی همکاری خواهید کرد؟
  • کلا چه کسان دیگری تعهد شما را در آن موضوع خاص دارا هستند؟
  • چه اقدامات مثبتی را شما و این افراد انجام خواهند داد؟
  • چه واکنشی را دیگران در برابر موفقیتهای شما نشان خواهند داد؟
  • زندگی شما چقدر ارزشمند ومعنادار خواهد شد؟
  • این احساس چگونه احساسی خواهد بود؟
  • چقدر رشد و توسعه خواهید داشت؟
  • فردای شما چقدر با امروزتان متفاوت خواهد بود؟

 

سناریوی 2:

چه خواهد شد اگر که تعهد کامل را برای یک رهبر بزرگ شدن نداشته باشید؟ پروژه ای را به مدت 3 تا 5 سال از اکنون برای خود برقرار کنید.

شما در موقعیت رهبری هستید.تجسم کنید که مسائل چگونه خواهد بود...

  • آیا همه چیز تغییر خواهد کرد ،یا هیچ تغییری رخ نخواهد داد؟
  • با چه کسانی مرتبط خواهید بود...شاید با دیگرانی که تعهد کمتری هم دارند؟
  • چه تاثیر مثبتی را بر دنیای پیرامون خود خواهید گذاشت؟کمتر از حد انتظار؟
  • چه احساسی ناشی از این عمل به شما دست می دهد؟
  • زندگی شما چقدر ارزشمند و معنادار خواهد شد؟
  • فردای شما چقدر نسبت به امروز متفاوت خواهد بود؟

مطمئن هستم که سناریوی اول آن چیزی است که شما آرزویش را دارید.سناریوی دوم چیزی است که احتمالا نمی خواهید بخشی از آن باشید.

تفاوت مابین این دو سناریو بسیار سخت و خیلی چشمگیر است که بعضی مواقع برایمان سخت است که خودمان را در سناریوی اول ببینیم و برایمان آسانتر آن است که سناریوی دوم را انتخاب می کنیم.

اما برای اغلب ما،سناریوی دوم، کلاّ غیرقابل قبول است. 

هر چند رهبران بسیاری در جایی در بین این دو سناریو، خودشان را گرفتار می بینند و احساس بلاتکلیفی در باره آنچه باید انجام دهند،به آنها دست می دهد.

بنابراین آنها به تکنیکهایی جهت حل این مساله غامض دست می یابند. رهبران زیادی را مشاهده کرده ام که به دام این هوس افتاده اند و همچنین لذت معاشرت با رهبرانی را داشته ام که تفاوت مابین  آنچه که در تلاش برای رسیدن به آن هستند را با چگونگی رسیدن به ان را درک کرده اند.

/ 2 نظر / 62 بازدید